ميرزا محمد حيدر دوغلات
204
تاريخ رشيدى ( فارسي )
به فيضآباد و كافر نهان ، رودخانه را قطع مىكند . آقاى مايف نخستين توصيف جديد را از آن ، پس از مسافرتش در 1875 به عمل آورده است . او مىنويسد : « جايى كه وخش به مرز خانات بخارا مىرسد با جريان تندى در ميان دره باريكى به وسيله سراشيبى دامنههاى نور تاغ و [ رشتههاى ] خوجا يوكور احاطه مىگردد . بر روى اين تنگه در يكى از باريكترين بخشهاى آن كه صخرهها تا بيست گام به هم نزديك شدهاند ، پلى موسوم به پل سنگى ساختهاند . از كناره وخش راهى بىنهايت دشوار به اين پل منتهى مىگردد . . . در بسيارى از موارد ، صخرهها اين راه را قطع مىكنند . . . » ) gam . lacihparyoeg ، ( مجله جغرافيايى ) ، دسامبر 1876 ، ص 328 . ) فرهنگ جغرافيايى كوستنكو مىگويد كه طول پل ده گام است و بر دو صخره برآمده تكيه دارد كه بالاتر از سطح رودخانه بوده و بيش از ده گام پهنا ندارد ، در اينجا فواصل قطع شده در صخرهها نيز ذكر گرديده است . reettezag natsikrut - naissur ( فرهنگ جغرافيايى تركستان روس ، كلكته ، 1882 ، 2 ، ص 182 . ) ( 69 ) . سورهء البقرة : آيهء 249 . ( 70 ) . سورهء الضحى : آيهء 1 . ( 71 ) . سورهء الضحى : آيهء 2 . ( 72 ) . سورهء القارعة : آيهء 11 . ( 73 ) . سورهء الزلزال : آيهء 1 . ( 74 ) . سورهء الصّافات : آيهء 10 . ( 75 ) . سورهء البقرة : آيهء 20 . ( 76 ) . سورهء ص : آيهء 33 . ( 77 ) . سورهء القارعة : آيات 1 و 2 . ( 78 ) . برند ؛ بر وزن سمند : حرير ساده . ( برهان قاطع ) ( م ) . ( 79 ) . نسخه نت ، حدود ده صفحه افتادگى دارد ( م ) . ( 80 ) . سورهء آل عمران : آيهء 13 . ( 81 ) . شايد بتوان اين نام را گجراب خواند . من نمىتوانم اين محل را شناسايى كنم . ( 82 ) . در بند آهنين . ( 83 ) . به طور تحت اللفظى « و اگر داروغهاى [ مباشر ] در آنجا باشد ، بگريزد . » - راس . ( 84 ) . چنداول - چندل - چندل : جمعى از مردم كه در عقب لشكرهاى منظم حركت مىكردند ؛ حشر ، چريك . ( فرهنگ فارسى معين ) ( م ) . ( 85 ) . [ در ترجمه انگليسى « رسمس » آمده و در پاورقى چنين توضيح داده شده : ( م ) ] به نظر مىرسد اشتباهى در مورد اين نام روى داده . احتمالا بايد مزار شمس الدين بوده باشد . ( 86 ) . خواب حقيقى يكى از چهل و شش موهبت پيامبرى است ( م ) . ( 87 ) . سورهء ص : آيهء 26 . ( 88 ) . سورهء يوسف : آيهء 100 . ( 89 ) . سورهء الفتح : آيهء 27 . ( 90 ) . يسال . به گفته پتى دلاكروا « تشكيل يك هلال است . » - راس [ يسال : جناح لشكر ، هيأت و اجتماع ( لغتنامه دهخدا ) ( م ) ] . ( 91 ) . گورگه - گورگا - گوركه : كوس ، طبل ، نقاره ( فرهنگ فارسى معين ) ( م ) .